چارچوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارچوب . (اِ مرکب ) هر چهارچوب دروازه یعنی هر دو چوب بالائین و فرودین و هر دو چوب بازوی در. (آنندراج ). چارچوب در. چارچوبه . حاشیه ٔ چوبین در که دو مصراع یا لت [ ت ِ ] در یک لته در آن جای گیرد. دریواس . (برهان ). ◄ چهار قطعه چوبی که در حاشیه ٔ چیزی قرار دهند. (ناظم الاطباء). ♦ چارچوب عکس ؛ قاب عکس . ◄ مجازاً به معنی چارستون بدن آمده است : پیش از این کاین چارچوب جسم چون مهرم بسوخت سقف نه گردون ز آه عاشقان پردود بود. ناصرخسرو؟ (از آنندراج ). و رجوع به چهارچوب شود.