چارچنگولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چَ) (ص.) = چهارچنگالی:<BR>۱- انگشتان دست و پای جمع و خمیده شده.<BR>۲- (عا.) ب ا تمام نیرو و اشتیاق و جدیت.<BR>۳- با دو دست و دو پا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چَ) (ص.) = چهارچنگالی: ۱- انگشتان دست و پای جمع و خمیده شده. ۲- (عا.) ب ا تمام نیرو و اشتیاق و جدیت. ۳- با دو دست و دو پا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارچنگولی . [ چ َ ] (ص نسبی ) تن و دست و پای کژ و خشک شده . با دستها و پاهای خشک شده در حالی که جمع و خم شده باشد. با دست و پای جمع شده و شخ مانده چنانکه مرده ای یامغشی ٌ علیهی . خشک مانده با دستها و پاهای بسوی تنه گرد آمده چون مبتلا بفالجی یا از سرمازدگی مرده ای و غیره . ◄ در تداول عامه با تمام بدن متشنج و خشک . گردآمدن ناموزون اعضای تن خفته ومصروع و مرده (با فعل «ماندن » و «شدن » صرف شود).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی