چارپهلو کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارپهلو کردن . [ پ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه است از چاق و فربه کردن . شکم انباشتن : شکم ز خوان عطای تو چارپهلو کرد اگر چه بود گرفتار جوع کلبی آز. ابن یمین . حرص را گر چه بود علت جوع کلبی چارپهلو کند از خوان نوال تو شکم . ابن یمین . زود در گل می نشیند کشتی سنگین در آب چارپهلو میکنی خود را از آب و نان چرا؟ صائب .