چارپر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارپر. [ پ َ ] (اِ مرکب ) قسمی از صراحی شراب . (فرهنگ ناظم الاطباء). قسمی شیشه برای شراب یا سرکه و غیره . قسمی شیشه ٔ چهارپهلو. ◄ یکنوع چماق که سری آهنین با چهارپره دارد. ◄ قسمی گرز. ◄ (ص مرکب ) قسمی تیر دارای چهارپر : خدنگی بینداختی چارپر از این سر بدان سر نکردی گذر. فردوسی . خدنگی دگر باره هم چارپر بچرخ اندرون راند و بگشاد پر. فردوسی . خدنگ چارپر همچون درختان برستند ازدو چشم شوربختان . فخرالدین اسعد (ویس و رامین ). ◄ دارای چهار بال و پر برای پریدن . کنایه است از مرغ تیزپرواز یا مرکب تندرو : پرگرفته نوند چارپرش وز وشاقان یکی دو بر اثرش . نظامی . عقابی چارپر یعنی که در زیر نهنگی در میان یعنی که شمشیر. نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی