چاروادار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاروادار. [ چارْ ] (نف مرکب ) مکاری . مکری . آنکه خر و استر و یابو کرایه دهد بار و مسافر را و خود نیز همراه ستور خود باشد. کسی که اسب والاغ و قاطر برای بردن بار و مسافر کرایه دهد. خرکچی . قاطرچی . ستوربان . شخصی که چند الاغ یا اسب و قاطر دارد که بوسیله ٔ آن ها مسافران را از محلی بمحلی میبرد یا بار و مال التجاره حمل میکندو از این بابت وجهی میگیرد و امرار معاش مینماید. ♦ امثال : وای بوقتی که چاروادار راهدار شود : ریکاکه چاروادار نیه من ورا سرای نشمه . هفتا قاطر قطار نیه من ورا سرای نشمه .