چارواداری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارواداری . [ چارْ ](حامص مرکب ) چهارپاداری . مال به کرادهی . مسافربری . بارکشی . ◄ (ص نسبی ) منسوب به چاروادار. ♦ فحش چارواداری ؛ دشنام خیلی زشت .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارواداری . [ چارْ ](حامص مرکب ) چهارپاداری . مال به کرادهی . مسافربری . بارکشی . ◄ (ص نسبی ) منسوب به چاروادار. ♦ فحش چارواداری ؛ دشنام خیلی زشت .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی