چاره پذیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاره پذیر. [ رَ/ رِ پ َ ] (نف مرکب ) چاره بردار. علاج پذیر. خوب شدنی .قابل علاج . چاره پذیرنده . و رجوع به چاره بردار شود.
مترادف و متضاد واژهدان
حلشدنی، قابل حل علاجپذیر، درمانپذیر چارهبردار اصلاحپذیر (متضاد: چارهناپذیر، نشدنی، حلناشدنی)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی