فرهنگ لغت

پیچ واپیچ خوردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیچ واپیچ خوردن . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) پیچ و واپیچ خوردن . بدین سوی و آن سوی رفتن . بهر سوی جنبان بودن . چون مار سرکوفته بخود پیچیدن . گرد خود برآمدن .

معنی پیچ واپیچ خوردن | فرهنگ لغت