پیچ و مهره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیچ و مهره . [ چ ُ م ُ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) رجوع به پیچ و رجوع به مهره شود. ♦ پیچ و مهره ٔ کاری در دست کسی بودن ؛ تمام وسائل و اسباب پیشرفت امری نزداو بودن، از عهده ٔ او تنها برآمدن، که او حل مشکل آن تواند کرد و بس .