پیوسته گری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیوسته گری . [ پ َ / پ ِ وَ ت َ/ ت ِ گ َ ] (حامص مرکب ) پیوند کردن و موافقت نمودن را گویند. (برهان ). پیوندگری . (آنندراج ) : برده رضوان به بهشت از پی پیوسته گری از تو هر فضله که انداخته بستان پیرای . انوری .