پیو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) پارة گل خشک شده، کلوخ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) پاره گل خشک شده، کلوخ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیو. [ پ َ ](اِ) کلوخ که پارچه های گل خشک شده باشد. (برهان ). کلوخ . (شرفنامه ٔ منیری ).
پیو. [ پ ِ یو ] (اِ) مرضی که آنرا رشته گویند و از اعضاء آدمی برآید. (برهان ). مرضی که آنرا رشته گویند و از اعضای آدمی برمی آید مانند رگی سپید و درد شدید دارد و در بلاد لارستان پارس و بلخ بسیار واقع میشود. (انجمن آرا). پیوک . نارو. (جهانگیری ). نام مرض رشته است در تداول مردم فارس و بالاخص مردم لار. رجوع به لغت محلی شوشتر و رجوع به رشته شود.