پین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پین . [ پ ِ ] (اِخ ) توماس . روزنامه نگار انگلیسی که به تبعیت دولت فرانسه درآمد و بر اثر اقداماتی که برای دفاع از افکار جدید بعمل آورد بعضویت مجلس کنوانسیون انتخاب شد. (١٧٣٧ - ١٨٠٩ م .).
پین . (اِ) در اصطلاح بنائی، مقداری به پهنای یک آجر: یک پین باید از زمین را کند. مخفف پینه . ◄ ریختگی و گلی که در قنات پیدا شود و مانع جریان و زهیدن آب شود. ♦ پین پین برداشتن ؛ تنقیه ٔ کاریز از پین .
پین . (اِخ ) نام دهی ازتوابع کاشان . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان مافروخی ص ٣٨).