پیلبازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیلبازی . (حامص مرکب ) عمل پیلباز. بازی کردن با فیل . ◄ باختن فیل . ◄ بازی فیل . بازی و لعب کردن چون فیل . ◄ با فیل به جنگ پرداختن و چپ و راست به حرکت درآوردن فیل برابر خصم : هم این زابلی نامبردار مرد زپیلی فزون نیست اندر نبرد یکی پیلبازی نمایم بدوی کزین پس نیارد سوی جنگ روی . فردوسی .