پیلباران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیلباران . (اِ مرکب ) کنایه از باران فراوان بزرگ، و از بعضی مسموع است که باران آخر بر شکال که آنرا در هندی هتیه گویند و این گویا ترجمه ٔ پیلباران است لیکن چون برشکال در ولایت نمیباشد ظاهراً بارش آن موسم را می گفته باشند. (آنندراج ) : شدی فیل از تیر لرزان چنان که از پیلباران برهنه تنان . کلیم (از آنندراج ). ز خرطوم چون آب سازد روان بود معنی پیلباران همان . محمدقلی سلیم (از آنندراج ). شد از حوضه ٔ ژنده پیلان جنگ عیان پیلباران تیر و تفنگ . سعید اشرف (از آنندراج ).