پیغن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیغن . [ پ َ / پ ِ غ َ ] (اِ) سداب . فیجن . پیگن . سداب را گویند و آن گیاهی باشد دوائی مانند پودنه و خوردن آن دفع قوت باه و مباشرت کند و معرب آن فیجن است . (برهان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیغن . [ پ َ / پ ِ غ َ ] (اِ) سداب . فیجن . پیگن . سداب را گویند و آن گیاهی باشد دوائی مانند پودنه و خوردن آن دفع قوت باه و مباشرت کند و معرب آن فیجن است . (برهان ).