پیغان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیغان . (اِ) شرط و عهد و پیمان . ◄ هرزه . (برهان ). بیهوده .
پیغان . (اِخ ) دهی جزء دهستان کلیبر بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در ١٣ هزارگزی جنوب کلیبر و ٢ هزارگزی شوسه ٔ اهربه کلیبر. کوهستانی، معتدل، دارای ٢٧٦ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ پیغان و چشمه . محصول آنجا غلات و گردو. شغل اهالی آن زراعت و گله داری، صنایع دستی مردم آن گلیم بافی و راه آنجا مالروست . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).