پیشی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیشی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سبقت کردن : بر آن سبزه شبیخون کرد پیشی که با آن سرخ گلها داشت خویشی . نظامی . شرصه بکلامه شرصاً؛ پیشی کرد او را بسخن . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیشی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سبقت کردن : بر آن سبزه شبیخون کرد پیشی که با آن سرخ گلها داشت خویشی . نظامی . شرصه بکلامه شرصاً؛ پیشی کرد او را بسخن . (منتهی الارب ).