پیشی دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیشی دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) دادن قبل از موعد مقرر. دادن قبل از وقت معهود. مساعده دادن . ◄ مزیت دادن حریف ضعیف را بالخصوص در بازی نرد و شطرنج و جز آن : چنانکه نراد آسمان را سه ضربه پیشی دادی ....(سندبادنامه ص ٣٠٤). نراد آسمان را پیشی دهی سه ضربه زین روی از تو ماندم منصوبه ٔ هزاران . (از سندبادنامه ص ٣٠٤). سمندش در شتاب آهنگ بیشی فلک را هفت میدان داده پیشی . نظامی . برده به دو رخ ز ماه بیشی گل را دو پیاله داده پیشی . نظامی . گاه از جولان بدارد خیره نکبا را بجای گاه صرصر را بتک پیشی دهد یکساله راه . محمدبن نصیر [ در صفت اسب ].