پیشکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ) (ق مر.) <BR>۱- کاری که پیش از وقت انجام شود.<BR>۲- پولی که پیش از وقت پرداخت شود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ) (ق مر.) ۱- کاری که پیش از وقت انجام شود. ۲- پولی که پیش از وقت پرداخت شود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیشکی . [ ش َ ] (ق مرکب ) از پیش پیش . زودتر از گاه مقرر. دادن یا فرستادن یا ستاندن چیزی سلف قبل از موعد مقرر. سلف . قبلاً؛ استسلاف ؛ بها پیشکی گرفتن . ◄ به مساعده . بطور مساعده .