پیش کسوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کِ وَ) [ فا - ع. ] (ص مر.)<BR>۱- مقدم، پیشگام، پیشرو، پیش قدم.<BR>۲- یکی از مدارج طریقت، آن که درجة پیش کسوتی دارد.<BR>۳- قدیم ترین و بزرگ ترین پهلوان یک زورخانه که حق تقدم در پهلوانی دارد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کِ وَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) ۱- مقدم، پیشگام، پیشرو، پیش قدم. ۲- یکی از مدارج طریقت، آن که درجه پیش کسوتی دارد. ۳- قدیم ترین و بزرگ ترین پهلوان یک زورخانه که حق تقدم در پهلوانی دارد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش کسوت .[ ک ِ وَ ] (ص مرکب ) آنکه درجه ٔ پیش کسوتی دارد. یکی از مراتب مرید. صاحب درجه ای از درجه ٔ مریدان . شیخ ومرشد. یکی از مدارج طریقت . مقامی در سلوک (صوفیه ). در طبقات صوفیه طبقه ٔ از مرید بالاتر و از شیخ فروتر. ◄ قدیمترین و بزرگترین پهلوان یک زورخانه که حق تقدم دارد در پهلوانی و قدمت زورخانه کاری .
واژگان فارسی سره واژهدان
پیشایل، پیشاپوش
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی