پیش پا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش پا. (نف مرکب ) که ازقبل پاید و پاس دارد. که از پیش پاید. پیش پاینده .
پیش پا. [ ش ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جلوی پا. برابر پا. پیش پای : گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش پائی بچراغ تو ببینم چه شود. حافظ. ◄ قسمت مقدم پا. قسمت قدامی پا. روی پا : از سیاهی دل به تقصیرات خود بینا نشد مستی طاوس کم از عیب پیش پا نشد. صائب (از آنندراج ). ◄ در تداول عوام، پیش پای کسی، لحظه ٔ قبل از آمدن او: پیش پای شما رفت، اندک زمانی قبل از آمدن شما رفت .
پیش پا. (اِ مرکب ) فرش و گلیمی که در دهلیز و یا برابر در اطاق گسترانند.