پیش پاافتاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش پاافتاده . [ ش ِ اُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) برابر پای ساقط شده و افکنده . ◄ در اصطلاح، ذلیل و حقیر. که درخور توجه واعتنا نیست . ◄ مبتذل . ◄ معلوم همه کس . آسان . که همه کس داند. که همه جا هست . صاحب آنندراج گوید کنایه از بسیار نزدیک و آشکار است : درز نبود معنی درپیش پاافتاده را از سواد سایه ٔ پای چراغ این روشن است . ملامفید بلخی . زلف او را رشته ٔ جان گفتم و گشتم خجل ز آنکه این معنی چو زلفش پیش پاافتاده است . ملا شیدای هندی .