پیش نشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش نشین . [ ن ِ ] (نف مرکب ) که پیش نشیند، آنکه در صدر جلوس کند : پیشگاه ستم عالم را داور پیش نشین بایستی . خاقانی . ◄ آنکه در برابر و نزدیک جا گیرد، و در پیش کسی یا چیزی نشیند : پروانه که نور شمع افروخت چون پیش نشین شمع شد سوخت . نظامی . ◄ (در زایمان ) دایه . پازاج .(جهانگیری ). ماما. قابله . مام ناف . ماماچه که هنگام زادن زنان حامله را در پیش نشیند و اعانت کند. (آنندراج ).