پیش مرگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) (ص مر.)<BR>۱- کسی که حاضر است پیش از مرگ عزیزش بمیرد، قربانی، فدا.<BR>۲- کسی که پیش از پادشاه، اندکی از غذای او را میخورد تا از سالم بودن آن اطمینان حاصل شود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) (ص مر.) ۱- کسی که حاضر است پیش از مرگ عزیزش بمیرد، قربانی، فدا. ۲- کسی که پیش از پادشاه، اندکی از غذای او را میخورد تا از سالم بودن آن اطمینان حاصل شود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش مرگ . [ م َ ] (ص مرکب ) که پیش از کسی میرد. که پیش از وی بدرود حیات گوید. بلاگردان . ♦ پیش مرگ شدن کسی را ؛ برخی او شدن . فدای او شدن . پیش بمردن کسی را. تصدیق او شدن . تصدق او رفتن : الهی پیش مرگت بشوم فلان کار را بکن .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی