فرهنگ لغت

پیش فرستادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیش فرستادن . [ ف ِ رِ دَ ] (مص مرکب ) ارسال داشتن قبل از موعد. فرستادن قبل از زمان معهود و مقرر. دلف، دلیف . (منتهی الارب ). تسلیف . (تاج المصادر). تقدیم . (منتهی الارب ). ◄ بجلو فرستادن . بمقابله فرستادن . برابر آوردن : که قیصر سپاهی فرستاد پیش از آن نامداران و گردان خویش . فردوسی . برگ عیشی بگور خویش فرست کس نیارد ز پس تو پیش فرست . سعدی .

معنی پیش فرستادن | فرهنگ لغت