پیش تاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص فا.) پیشرو، طلایه دار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص فا.) پیشرو، طلایه دار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش تاز. (نف مرکب ) آنکه قبل از دیگران برابر رود. آنکه بجلو تازد.طلایه . ج، پیش تازان ؛ پیش تاز عرصه ٔ بلاغت یا شجاعت .
مترادف و متضاد واژهدان
پیشاهنگ، پیشرو، ، متقدم، ، مقدم پرچمدار، طلایه، طلایهدار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی