پیش بینی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش بینی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مآل اندیشی کردن . عاقبت اندیشی کردن . احتیاط بکار بردن . آخربینی کردن . آخر دیدن . رجوع به پیش بینی شود : خردمندی و پیش بینی کنی توانایی و پاک دینی کنی . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش بینی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مآل اندیشی کردن . عاقبت اندیشی کردن . احتیاط بکار بردن . آخربینی کردن . آخر دیدن . رجوع به پیش بینی شود : خردمندی و پیش بینی کنی توانایی و پاک دینی کنی . فردوسی .