پیش بینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حامص.)<BR>۱- عاقبت اندیشی.<BR>۲- حزم، احتیاط.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حامص.) ۱- عاقبت اندیشی. ۲- حزم، احتیاط.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش بینی . (حامص مرکب ) عمل پیش بین . دوراندیشی . احتیاط. دوربینی . احتیاطکاری . آخربینی . مآل اندیشی . عاقبت اندیشی . (انجمن آرا). عاقبت بینی : به پیش بینی آن بیند او که دیده نیند منجمان سطرلاب آسمان پیمای . فرخی . آنجا که پیش بینی باید موفقی آنجا که پیشدستی باید مظفری . معروفی بلخی . سلیمان را از حزم و بیداری و احتیاط و هشیاری و پیش بینی برمک عجب آمد و دل بر وی خوش کرد. (تاریخ برامکه ). صواب آن شد ز روی پیش بینی که امروزی درین منظر نشینی . نظامی . مزن بی پیش بینی بر کس انگشت چنان کان نر کبوترماده را کشت . نظامی . در آن پیش بینی خرد پیشه کرد که لختی ز چشم بد اندیشه کرد. نظامی . حسابی که فرمود رای بلند کس از پیش بینی نیابد گزند. نظامی . پیش بینی خرد تا گور بود و آن صاحبدل به نفخ صور بود. مولوی . ◄ دانائی . (آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
حزم، دوراندیشی، عاقبتاندیشی تدارک، تهیه پیشگویی
فرهنگ طیفی واژهدان
پیشگویی، فالگیری، غیبگویی الهام، وحی پیشبینی هوا خوشیمنی، خوشبختی، فال نشانه بد، بدیمنی، بدبختی خبر، اعلان، نشر اخطار، علامت خطر
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی