پیش بودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش بودن . [ دَ ] (مص مرکب ) مقدم بودن . جلو بودن . اقدم بودن . تقدم داشتن . سابق بودن . برتری داشتن . ◄ وجهه ٔ کسی یا چیزی بودن . مقابل و برابر او بودن . منظور نظر او بودن : نیا را همین بود آیین و کیش پرستیدن ایزدی بود پیش . فردوسی . رجوع به پیش در معانی مختلفه ٔ آن شود.