فرهنگ لغت

پیش بندی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیش بندی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) جلوگیری . دفع. پیشگیری . ◄ تمهید مقدمه ٔ مطلب . تهیه و حاضر کردن وسایل برای کاری : فلان برای مرافعه ٔ خود پیش بندی خوبی کرده بود، یعنی مقدماتی نیکو آماده ساخته بود.

معنی پیش بندی | فرهنگ لغت