پیش آهنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیش آهنگ . [ هََ ] (اِ مرکب ) پیشاهنگ . (از: پیش و آهنگ، بمعنی کش و کشنده ) پیشرو قافله و کاروان و لشکر. آنکه پیش پیش لشکر و قافله رود. (غیاث ). مقدمة. (دهار). آنکه زودتر از دیگر کاروانیان یا لشکریان روی به راه نهدو آن اعم است از آدمی یاستور و جز آن . آن استر یا اشتر یا چهار پای بارکش که پیشاپیش رود و هر حیوانی که سرگروه و پیشرو نوع خود باشد. (برهان ) : الا یا خیمگی خیمه فروهل که پیش آهنگ بیرون شد ز منزل . منوچهری . برفتن باز می کوشم چه سود است نیابم ره که پیش آهنگ دوداست . نظامی . دگر ره بود پیشین رفته شاپور به پیش آهنگ آن بکران چون حور. نظامی . چونکه گله باز گردد از ورود پس فتد آن بز که پیش آهنگ بود. مولوی . محمول پیش آهنگ را از من بگو ای ساربان تو خواب میکن بر شتر تا بانگ میدارد جرس . سعدی . ره خوابیده در دامان این صحرا نمی ماند مرا گر کاروان سالار پیش آهنگ گرداند. صائب . شانی ! از فرهاد ومجنون واپسی دون همتی ست در قطار بُختیان عشق پیش آهنگ باش . شانی . نخراز؛ بز پیشرو گله و رمه ٔ گوسفندان و عرب کراز گویند. (برهان ). نهاز؛ پیش آهنگ رمه . مئم ؛ پیش آهنگ شتران قافله . (منتهی الارب ). ◄ پیشاهنگ . نام دسته ای از جوانان که به تربیتی خاص و مرامی مخصوص پرورش یافته باشند. الکشافه . رجوع به پیش آهنگی شود.
پیش آهنگ . [ هََ ] (اِخ ) نام موضعی به استرآباد رستاق . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص ١٢٧ بخش انگلیسی ).