پیس شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیس شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دورنگ شدن . ابلق گشتن . خلنگ گردیدن . ◄ به بیماری برص مبتلی گشتن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیس شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دورنگ شدن . ابلق گشتن . خلنگ گردیدن . ◄ به بیماری برص مبتلی گشتن .