فرهنگ لغت

پیرپرور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیرپرور. [ پی پ َ رْ وَ ] (نف مرکب ) پرورنده ٔ پیر. خردمند کامل : پیرپرور دایه ٔ لطف تو است آن کو نکرد هیچ دانا را ز طفلی تا بپیری شیر باز. سوزنی . ◄ (ن مف مرکب ) پرورده ٔ پیر. مربای پیر. پرورش یافته ٔ پیر.

معنی پیرپرور | فرهنگ لغت