پیروز شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پیروز شدن .[ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) غالب گشتن . مظفر گشتن . فیروزی یافتن . فاتح گردیدن . کامیاب شدن . ظفر یافتن . انجاح . نجح . (منتهی الارب ). نجاح . (منتهی الارب ) : چو آگاهی آمد بنزدیک شاه که خرّاد پیروز شد باسپاه بجز کینه ٔ ساوه شاهش نماند خرد را به اندیشه اندر نشاند. فردوسی . چو پیروز شد دزد تیره روان چه غم دارد از گریه ٔ کاروان . سعدی .