پید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پید. (ص ) ترت و مرت . تار و مار. (برهان ) (آنندراج ). ◄ بیفایده . ◄ هرچه از تف آتش زرد و ضایع شده باشد. (برهان ). هر چیزی که از تف آتش زرد شود و نزدیک به سوختن باشد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پید. (ص ) ترت و مرت . تار و مار. (برهان ) (آنندراج ). ◄ بیفایده . ◄ هرچه از تف آتش زرد و ضایع شده باشد. (برهان ). هر چیزی که از تف آتش زرد شود و نزدیک به سوختن باشد.