فرهنگ لغت

پیاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پیاب . [ پ َ ] (اِ مرکب ) پایاب که بن حوض و ته دریا باشد و به عربی قعر گویند. (برهان ). پایاب . ته دریا. بن دریا. قعر. ♦ بی پیاب ؛ بی پایاب، جائی که پا بقعر آن نرسد. (انجمن آرا). ◄ نهایت هرچیز. ◄ تاب و طاقت . (برهان ). و رجوع به پایاب شود.

معنی پیاب | فرهنگ لغت