پی جو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پی جو. [ پ َ / پ ِ ] (نف مرکب ) جوینده ٔ اثر پا. مجازاً، فاحص . کاونده . جستجوکننده . ♦ پی جوی کسی (چیزی ) شدن ؛ در جستجوی آن بودن .
مترادف و متضاد واژهدان
جستجوگر، جویا، سراغگیر ردجو، ردیاب
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی