پگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پگ . [ پ َ ] (ص ) زن نارپستان را گویند. (برهان قاطع). زن و دختر لیموپستان . کاعب . ◄ (اِ) گلوله و بندقی که طفلان بدان بازی کنند. (برهان قاطع). گُروهه . (فرهنگ سروری ). تیله . ◄ گاورس . (برهان قاطع). ◄ دستار. این لفظ هندی است . (غیاث اللغات ).