پکوپوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ کُ پُ) (اِمر.) (عا.)<BR>۱- ریخت، شکل، هیأت ظاهری، وجنات (زشت)، بد پک وپوز.<BR>۲- دهان و اطراف آن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ کُ پُ) (اِمر.) (عا.) ۱- ریخت، شکل، هیأت ظاهری، وجنات (زشت)، بد پک وپوز. ۲- دهان و اطراف آن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پک و پوز. [ پ َ ک ُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) پک و پوزه، از اتباع . بصورت تحقیر، در تداول عوام، شکل . ریخت . هیأت ظاهری . صورت ظاهر کسی اعم از بدن و لباس : پک و پوزش را ببین . بدپک و پوز. ◄ بطور اخص، دهان و اطراف آن : پک و پوزش را خرد کرد. ♦ بی پک و پوز ؛ سست و ضعیف در سخن .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی