پک و لک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پک و لک . [ پ َ ک ُ ل َ ] (اِ مرکب، از اتباع ) تک و پوی و گرد مردم برآمدن . (برهان قاطع). ◄ بی هنری و رعنائی . (فرهنگ سروری ). ◄ آلات خانه و به این معنی به تقدیم لک بر پک هم گفته اند و مشهور نیز این است . (برهان قاطع) : چو لوت و پوت شود تار و مار، مرد فقیر چه میکند خر و بز، یا چه میکند لک و پک . (از فرهنگ سروری ).
پک و لک . [ پ ُ ل ُ ] (ص مرکب، از اتباع ) گنده و درشت و ناهموار باشد. (برهان قاطع). و نیز رجوع به پُک شود.