پویان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص فا.)<BR>۱- روان.<BR>۲- دوان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص فا.) ۱- روان. ۲- دوان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پویان . (اِخ ) قریه ای است در سنجاق و قضای کوریجه در ١٠ هزارگزی شمال شرقی کوریجه . (قاموس الاعلام ترکی ).
پویان . (اِخ ) دهی از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ٢٦ هزارگزی خاور دیزگران و٣ هزارگزی جنوب کلکان نسار. کوهستانی سردسیر، دارای ٢٢٠تن سکنه . کردی فارسی زبان . آب آن از چشمه و زه آب رود محلی، محصول آنجا غلات و حبوبات و لبنیات، میوه جات، شغل اهالی زراعت . صنایع دستی قالیچه و جاجیم بافی، راه مالرو است و تا نزدیکی آبادی از شاهپورآباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
پویان . (اِخ ) این اسم تحریفی است از کلمه ٔ آپولونیا و چند پارچه قریه با این نام در آرناؤدستان یافت میشود که هریک از آنها در زمانهای گذشته شهر یا شهرکی معمور بوده، چنانکه ویرانه های موجود در گرداگرد اکثر آنها شاهد صادق این معنی میباشد. و مشهورتر از همه ٔ این قری سه قریه است که یکی از آنها قریه ٔ یونانی که در قضای آولونیه از سنجاق برات از ولایت یانیه است که در ٢٥ هزارگزی شمالی آولونیه واقع شده است . (قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه