پوپو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) هدهد، شانه سر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) هدهد، شانه سر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوپو. (اِ) هُدهُد. (اسدی ) (دهار). ابوالربیع. مرغ سلیمان . پوپه . پوپک . پوپش . (برهان ). پوبش . (زمخشری ). شانه سر. شانه سرک . شانه بسر. بودبود : خلاف نیست که شاه پرندگان باز است اگر چه تاج وطن بر چکاد پوپو کرد. اثیر اخسیکتی . وصال بلبل با گل هنوز نابوده بخیره شور برآورده شانه سر، پوپو. ◄ (اِ صوت ) حکایت صوت هدهد. آواز هدهد را نیز گفته اند، چنانکه آواز فاخته را کوکو خوانند. (برهان ).