پولادگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پولادگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) آنکه پولاد سازد. توسعاً آهنگر : بدان دست بردند آهنگران چو شد ساخته کار گرز گران پسند آمدش کار پولادگر ببخشیدشان جامه و سیم و زر. فردوسی . بفرمود خسرو [کی خسرو] بپولادگر که بند گران ساز مسمار سر هم اندر زمان پای کردش [گرگین را] ببند که از بند گیرد بداندیش پند. فردوسی . بفرمود خسرو بپولادگر که سازد برو بند و غل و تبر(؟). فردوسی (از آنندراج ).