فرهنگ لغت

پوشاننده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ساتر، حاجب کشیده خیمه‌زننده، روکش‌کننده، پهن (شده)، فراز، پراکنده، متفرق سطحی، کم‌عمق سایه‌افکن، سایه‌گستر، سایبان پخش‌گردیده، گسترده، فراگیر فراش، خادم

معنی پوشاننده | فرهنگ لغت