فرهنگ لغت

پوست مار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پوست مار. [ ت ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پوستی که مار از تن اندازد. هلْآل . مسلاخ . (دهار) (منتهی الارب ). سلخ الحیة. شرانِق . شُرانق . سبی الحیة. سلخ . خرشاء. (منتهی الارب ). ◄ مثل پوست مار؛ سخت نازک .

معنی پوست مار | فرهنگ لغت