پوزش کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوزش کردن . [ زِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پوزش خواستن . پوزش آوردن . عذرخواهی کردن : بقیصر بسی کرد پوزش گراز بکوشش نیامد ز دامش فراز. فردوسی . و گر چند من نیز پوزش کنم که این سنگدل را فروزش کنم . رجوع به پوزش شود.