پوزش پذیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوزش پذیر. [ زِ پ َ] (نف مرکب ) پذیرنده ٔ پوزش . اوّاب . قابل التوب . عذرپذیر. عذرپذیرنده . معذوردارنده . بخشنده : به دل یاد کار گذشته مگیر که یزدان به بنده ست پوزش پذیر. فردوسی . چو پیمان کند شاه پوزش پذیر کزین پس نیندیشد از کار پیر... فردوسی . خداوند بخشنده ٔ دستگیر کریم خطابخش پوزش پذیر. سعدی (بوستان ). ◄ (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . ◄ که پوزش تواند پذیرفت . که لایق و درخور پوزش تواند بود: گناهی پوزش پذیر.