پوزش آراستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوزش آراستن . [ زِ ت َ ] (مص مرکب ) پوزش ساختن . پوزش کردن . پوزش گفتن : بر زال زر پوزش آراستند زبانها به لابه بپیراستند. فردوسی . ورجوع به پوزش شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوزش آراستن . [ زِ ت َ ] (مص مرکب ) پوزش ساختن . پوزش کردن . پوزش گفتن : بر زال زر پوزش آراستند زبانها به لابه بپیراستند. فردوسی . ورجوع به پوزش شود.