پوزخند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ) (اِمر.) لبخند تمسخرآمیز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ) (اِمر.) لبخند تمسخرآمیز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پوزخند. [ خ َ ] (اِ مرکب ) تبسمی بقصد انکار یا تحقیر و استهزاء. خنده ٔ به استهزاء. تهانف . پوزه خند. پوزخنده . لب خندی که خداوند آن خواهد با قهقهه خندد لیکن خودداری کند. از بیت ذیل خاقانی ظاهراً چنین مستفاد میشود که اصل این کلمه پوست خند یا پوست خنده بوده است : ور چه نگشائی لب و در پوست بخندی از رشته ٔ جانم گره غم بگشائی . خاقانی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی