پورمند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پورمند. [ م َ ] (ص مرکب ) صاحب پسر. (انجمن آرای ناصری ) (جهانگیری ). صاحب برهان گوید: صاحب فرزند و عیالمند را گویند. ◄ (اِ) با ثانی مجهول نام گیاهی است خوشبو. (برهان ) (جهانگیری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پورمند. [ م َ ] (ص مرکب ) صاحب پسر. (انجمن آرای ناصری ) (جهانگیری ). صاحب برهان گوید: صاحب فرزند و عیالمند را گویند. ◄ (اِ) با ثانی مجهول نام گیاهی است خوشبو. (برهان ) (جهانگیری ).